به حریم تو می خورم سوگند,به رقیه می خورم سوگند,من به زینب می خورم سوگند,گر بگویی بمیر میمیرم
پیمودم آنگاه که قدم می زدیم و خوشبختی با ما بود.
من از ۷ آسمان عشق گذشتم آنگاه که دستانت را در دستانم داشتم
وجودم را از گرمای وجودت لبریز کردم آنگاه که بوییدم و بوسیدم...
آنگاه که پر و خالی می شدم از تو
من ۷کفش و ۷ عصای فولادین را به عشق 2باره دیدن روی تو خواهم
فرسود .من با تو بودم در تمام لحظاتی که خدا با ما بود.
من 7000000....سال جوانتر شدم آن هنگام که تو دعای عشق را زمزمه
کردی و من با گوش جان شنیدم
آن هنگام که سردی کاشیهای امامزاده را به جان خریدیم
با تمام وجود حس کردیم تا سوز داغ دوری را فراموش کنیم
تا یادگاری مشترک در دلهامان باقی بماند. آن زمان که شیرینی عشق
را با دستان خود در دهانم گذاشتی و من روی ابرها به نظاره ی تو بودم
۷ روز لبریز از امیدکه تو در کنارمن بودی...با عشقی مشترک،با دردی
مشترک،روحی مشترک،جسمی مشترک و آوازی مشترک ...که به
جا ماند.گویی ما ۷ عمر را زندگی کردیم...در این ۷ روزی که با هم گذراندیم.
ما با هم هستیم.و من تو را دوست دارم ومن تو را دوست دارم و من...
سلام نازنینم امروز امده ام تا بنویسم از عشق از محبت از وفا از
صمیمییت از زیبایی از عشقی که اول و اخرش خداست عزیزم
امروز امده ام تا بنویسم از خودم از خودت از دختری که می پنداشت
همه حرفهای او را کودکی او می پندارند اما درین بین پسری بود که
عاشق همین سادگی و کودکی بود و من اینجا باز دلم گرفته نه از
ز دوری که بعد از خدا تو نزدیکترینی ای هم صدا با صدای من ای
زیبایم و ای تمام ارزوها و بودو نبودم. و من امروز بیش از همیشه
دوستت دارم....نه....نه.....نه.....اشتباه کردم دوستت ندارم بلکه عاشقانه
می پرستمت .و بگویم که فقط خدا میتواند بین من و تو جدایی بینداز
د و بس .............
داغم که بی تو و بی این وآن گذشت
بی عشق و بی امید چه شبها که روز شد
آن روزهای تلخ که بی"همزبان"گذشت
*********************************
یارم آنجا منتظر می رم که زودی بر بگردم
شاه مرغان جهان هستی و مانی چون هزار
ناله ای گر داشتی "مریم "نمرده ،پس...بنال
من اینجا دور از او ماندم چه گویم
من اینجا دور از او چونی بگردم
یارم آنجا منتظر، چشم بر گردون گردان
بار الهی چشم مستش را بخندان ،قلب رنجورش
مگریان...
شام ها و روز ها گو رهسپر گردند،باکی نیست
روزها خواهی نخواهی،شام ها گاهی به گاهی
غم فزون است،تو مخور،بگذار برایم
تا که من جامش بنوشم،تا برای تو نماند
می روی؟!تنها مرو،با من بمان پیمانه گیریم
تا ندانیم ما که بودیم،یا چه هستیم،یا چه کردیم.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by pariemehraboon-5009.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM