تبليغاتX
به حریم تو می خورم سوگند...


به حریم تو می خورم سوگند...

به حریم تو می خورم سوگند,به رقیه می خورم سوگند,من به زینب می خورم سوگند,گر بگویی بمیر میمیرم

حضور گمشده صد هزار آدم گم

حضور وحشی رنگ

طنین نعره مسلول و خنده

مسموم

طنین دغدغه و جنگ

 

یکی به عربده گفت :

 

درود بر آبی!

 

به هر کجا که روی رنگ آسمان آبی  است

 

به طعنه گفت کسی با غرور و بیتابی:

ولی نبود آبی میان هیچ رگی  خون هیچکس هرگز

 

درود بر قرمز!

 

فضای ساده و سبز زمین آزادی

در انفجار صدای ترقه ها در دود

90 دقیقه کدورت

90 دقیقه کبود

 

*

در آستانه در

غریب و غمزده طفلی کناره وزنه ی پیر

به فکر سنجش وزن هزار نا موزون

 

وپیر مردی گنگ

تکیده

تشنه

به دنبال لقمه ای روزی

 

کدام استقلال؟!

کدام پیروزی؟!

 

ـ شعر:مرتضی امیری اسفندقه ـــــــــــــ

پ ن:ای بهار زان طرف که آمدی

شاخه ها هنوز هم شکسته بود

دست کودکانه ی نسیم بسته بود

رشته ی گسسته ی نگاهها

هنوز هم گسسته بود...

نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در سه شنبه 1388/02/15

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by pariemehraboon-5009.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM