تبليغاتX
به حریم تو می خورم سوگند... -


به حریم تو می خورم سوگند...

به حریم تو می خورم سوگند,به رقیه می خورم سوگند,من به زینب می خورم سوگند,گر بگویی بمیر میمیرم

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد ، دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون گشت خضر فرخ پی کجاست ، خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی ، حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد لعلی از کان مروت بر نیامد سال هاست ، تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار، مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند، کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست ، عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت ، کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش ، از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد
نوشته شده توسط میخوام خادمت باشم یا الزهرا(س)قبولم کن . در دوشنبه 1385/11/16

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by pariemehraboon-5009.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM